تبليغاتX
همراه اندیشه
هنر سومری 2

بيشترپيكره هاي اوليه سومری را تمثال خدايان و الهه ها تشكيل مي دادند كه در معابد يافت شده اند. درشتي چشم از مواردي است كه در بيشتر چهره هاي به جا مانده از هنر بين النهرين ديده مي شود. چشم كه از نافذترين اعضاي بدن است همواره به عنوان دريچه روح مورد توجه بوده است.

 همچنين در حالت ايستادن و چهره همه ي تنديسها نوعي وقاررمز گونه ديده مي شود كه از كاربرد آئيني آنها حكايت مي كند. موجودات تخيلي و اساطيري كه از تركيب اعضاي انسان و حيوان بوجود آمده اند در نقش برجسته هاي سومري يافت مي شوند.

به نظر می رسد سومریهابه جهان آخرت توجهی نداشتند، بنابراین توجّه خاصّی نسبت به مراسم تدفین مردگان مبذول نمی کردند،فقط در تدفین پادشاهان وسایل خانه ای که با آنان به خاک سپرده می شد درخورجلال و مقام آنان بودوالاّآرامگاههابرخلاف مقابرمصریهاهیچگونه تزیین ونقش ونگار نداشت.

برجسته ترین بخش معبدودرواقع شناخته ترین ساختمان دردره بین النهرین، زیگورات نامیده می شد

درزمینه معماری، سومریهابا فقدان مصالح روبروبودند وتنها مصالح آنها گل ولای بستررود بود که ازآن آجروخشت می ساختند. اساس معماری سومریهارا طاقهای ضربی یاهلالی تشکیل می داه. سومریها درایجاد نقش ها برروی فلزات مهارت داشتند. دراین میان بیشترازمس، برای تهیۀ ظروف استفاده می شده است. درضمن اینکه به ظروف زریّن نیز علاقه داشته وبرای تزیین اسباب وادوات خودازطلا نیزاستفاده می کرده اند..

در دوره نئو سومری از «اوتو» به عنوان پسر «نانا Nana» (خدای ماه)یاد می شود که خود این موضوع نشانگر تصوری بود که روز را زاده شب می پنداشت.

در سومر باستان ، نانا خدای ماه ، نگهبان شهر «اور» و پسرش یعنی اوتو ، حامی شهرهای «سیپار» و «لارسا» بود. هر دو خدا ، باعث محو شدن تاریکی بودند ، خاصیتی که در هر صورت بر هر فرد انسانی تاثیر می گذاشت. زیرا هنگامی که خدای ماه در تاریکی ها آینده را می خواند و سر نوشت همگان را می دانست خدای خورشید با غرقه ساختن زمین در نوری خیره کننده ، نیکوکاری و سنگدلی را آشکار می کرد.

بنا به باور سومریان ، همانطور که نانا (ماه) ماههای سال را پدید می آورد ، خورشید روز ها را خلق می کرد. اوتو هر روز صبح از درهای آسمان شرق ظاهر می شد و در زیر گنبد فلک شروع به سفر خود می کرد تا در شب دوباره در داخل درهای آسمان غرب ناپدید شود. او در حالی که نور و گرما میبخشید ، سر چشمه عدالت ودادگری در میان مردمان بود .

اوتو در شکل انسانی خویش ، به صورت مردی نشانداده می شد که پرتو های خورشید به صورت اشعه هایی از پشت شانه های وی ساطع بود. همچنین در شکل غیر انسانی به صورت قرص بالدار به نمایش در می آمد..

+ نوشته شده توسط رضا صدیقی در سه شنبه هفتم مهر 1388 و ساعت 9:19 |
 

هنر سومری


مورخین عموما نخستین دوران از عصر باستانی تمدن بین النهرین را حکومتهای سلسله اولیه شهرهای کیش ، اوروک ، اور ، لاگاش می دانند دورانی که از ۳۰۰۰ پیش از میلاد آغاز شده و تا سال ۲۳۳۴ ق م یعنی تا زمانی که «سارگن آکدی » بر منطقه تسلط می یابد به پایان می رسد

نکته مهم در تعریف سومر این است که نمی توان آغاز تمدن را به سومریان منسوب دانست اما آثار باقی مانده به گونه ای است که می توان آنان را پایه گذار مهم تمدن بشر دانست.

سايكس مي‌نويسد: كه در نوشته‌ها ، آنان را سياه‌سران ضبط كرده‌اند ، و سرزمين اصلي آنها كوهستاني بوده ، زيرا خدايانشان را در حالتي كه روي كوهي ايستاده‌اند نمايش داده‌اند ، و نيز از مساكن و اماكن اوليه‌شان ( كه چوبي بوده ) برمي‌آيد كه سرزمين مزبور جنگلي و بيشه‌اي بوده است. آيه‌اي در سفر تكوين تورات هست ) :واقع شد كه چون از  مشرق كوچ مي‌كردند همواره‌اي در زمين شنعار يافتند و در آنجا مسكن گرفتند ) باب11- آيه‌ي 2- كه بي‌شك مربوط [17] به سومريان است.

مدارك بسيار معتبر ديگري موجود است كه سومريها را چنانكه بايد به ما مي‌شناساند و چهره‌ي حقيقي آنان را مي‌نماياند ، و جهان‌بيني آنان را نسبت به وقايع اطرافشان براي ما بازگو مي‌كند ، و ما از اين راه ، مي‌توانيم به چگونگي منطقه‌ي زندگي آنان پي ببريم. اين سند معتبر ، نوشته‌هاي مكشوفه‌ي آنان است كه عبارت از يك سلسله منظومه‌هاي ادبي ، فلسفي و اجتماعي است كه ساموئل كريمر آنها را به نام الواح سومري تدوين نموده و ترجمه‌ي فارسي آن نيز موجود است. كريمر در اين كتاب مي‌نويسد: كه در هيچ‌يك از منظومه‌هاي سومري اشاره‌اي صريح به تاريخ مهاجرت آنان به سوي بين‌النهرين نيست .

             

در منظومه‌ي از سومريان ، سخن از زماني است كه سومريان برهنه بودند و پوشيدن را نمي‌دانستند و خانه نداشتند. حيوانات را اهلي نكرده بودند ، و زراعت كردن را نمي‌دانستند. تا بر اثر تقاضاي مردم ، خدايان راه اجراي اين امور را برايشان روشن كردند و از نعمت‌ها برخوردارشان كردند:

س از آنكه بر فراز كوهستان ، زمين و آسمان.

خداي آسمان ( آن ) سبب زاده شدن ( انوناكي ) پيروانش گشت.

چون ( اشنان ) خداي غله آفريده نشده و به دنيا نيامده بود.

چون ( اوتو ) خداي پوشاك آفريده نشده بود.

نه ميش بود و نه بره ، نه بز بود و نه بزغاله.

.           .            .            .            .            .            .            .            .            .            .            .

چون ( اوتو ) ديده بر اين جهان نگشوده بود.

و تاج‌وتخت گياهي برپا نشده بود.

و ( سموگان ) خداي دشت ، هستي نيافته بود.

چون ايشان ( انوناكي ) طرز خوردن نان و پوشيدن جامه را نمي‌دانستند.

با دهان همچون گوسفندان علف مي‌خوردند و از جوي آب مي‌نوشيدند.

در آن روزگاران ، در كارگاه آفرينش خدايان ، و در خانه‌ي ايشان ( به نام دوكو ) لهار ( خداي رمه ) و اشنان آفريده شدند.

.           .            .            .            .            .            .            .            .            .            .                

در آن روز‌ها انكي به انليل مي‌گويد: اي پدر انليل

بگذار لهار و اشنان ( كه در دوكو آفريده شدند ) به زمين فرود آيند.

لهار و اشنان ، از دوكو فرود آمدند.

آغل را ، انكي و انليل براي لهار ساختند.

گياهان و علفهاي فراوان به او دادند.

براي اشنان خانه ساختند.

و گاو‌آهن و شانه‌ي چوبي به او دادند.

واژه «اوتو Utu»به معنای خورشید و از خدایان باستانی سومر است. جایگاه اصلی پرستش او در شهر «لارسا Larsa»» در معبدی به نام «اِبَبَر E-babbar» به معنای منزلگاه تابناک بوده است.

«اوتو» به معنای درخشان و تابان نیز می باشد و این اسم برای نامگذاری اشخاص آن زمان هم بکار گرفته می شده است.در اساطیر باستانی از اوتو به عنوان یاری دهنده کسانی که در معرض خطر و دشواری هستند ، یاد می شود. شخصیت اوتو به مرور با شخصیت «شمش Shamash»، خورشید خدای بابلی یکی می شود.

 

در يكي دیگر از منظومه‌هاي سومري ، چنين اشاره شده است:

.           .            .            .            .            .            .            .            .            .            .             

مردم را به قرارگاهشان باز مي‌گردانم.

در شهر‌ها ، جاهائي براي شرايع آسماني خواهند ساخت.

آجر‌هاي خانه‌هاي ما را در جاهاي پاكيزه خواهند نهاد.

جاي پاكيزه‌اي كه براي دستور‌هاي ماست.

.           .            .            .            .            .            .            .            .            .            .              

پس از آنكه ( آن ) خداي آسمان.

و ( انليل ) پدر همه‌ي خدايان.

و ( انكي ) خداي آب.

و ( ننخرماك ) الهه‌‌ي مادر.

سياه‌سران را آفريدند ، از زمين گياه روئيد.

جانوران ، چهارپايان دشت ، استادانه آفريده شدند.

 

قریب به نوددرصداین الواح واستوانه هاحاوی اطلاعات ذی قیمتی درموردسیستم اداری،اقتصاد،فعالیتهای حقوقی،احکام ۸۹،۸۸ محاکم،نکاح ،معاملات ،قباله ها ،وصایا،قبوض پرداخت ودریافت، وصف خدایگان و اسامی اشخاص وامکنه می باشد”(تاریخ حقوقی ،علی پاشا)

آدمی از کتیبه های سومریان درک می کند و می فهمد که آنان مانند تارخ نویسان امروزی به روز سال و ساعت علاقه نداشته اند و توجه چندانی به ثبت دقیق وقایع ندارند بلکه مورخ سومری از نظر آیین و نسل به عالم می نگریست و شاید چنان فکر می کردند که همه چیز از قبل آماده شده و بعداً در زمین اجرا در می آید . برای مثال تاریخ آنان چنین است: فلانی در زمان کشت محصول فوت شد.

+ نوشته شده توسط رضا صدیقی در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت 15:46 |

سوبارها 2



 

سومر باستان

به نص قرآن مجید نوح نخستین پیامبری بود که در زمان نبوتش بر مردم عذاب نازل شد. (هود: 42 مؤمنون :27). هنگامی که عقاب قوم عاصی نوح پایان یافت خداوند فرمان داد (هود: 44) آبها فرونشیند و باران قطع شود و کشتی بر کوه جودی قرار گیرد. برخی از نویسندگان اسلامی آن را کوهی از سلسله جبال «کاردین » دانسته اند که در شمال شرقی جزیرة «ابن عمر» در مشرق دجله و نزدیک موصل قرار دارد.نتایج کار باستان شناسان در بین النهرین و بخصوص کاوشهای آنان در دو شهر باستانی اور و کیش و وجود لایه های سیلابی روی طبقات قدیمیتر ثابت کرد که قطعا طوفانهای عظیمی در دورة باستان روی داده است .وولی کاوشگر شهر اور گنجینه ای قیمتی را از عصر طلایی تمدن این شهر یعنی دورة سوم از سلسله های جدید که اورنمو بنیانگذاری کرده بود کشف کرد. این دوره را با تولد حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام همزمان  دانسته اند. این عصر را دورة تحول سومری نامیده اند  .برج پلکانی معبد اور که با خشت خام بنا شده پوسته ای آجری دارد و ارتفاع آن حدود پنجاه متر است . این معبد در اصل سه طبقه بوده ولی اکنون تنها طبقة اول و قسمتی از طبقة دوم آن باقی مانده است . در الواحی که از اور و شهرهای دیگر سومری به دست آمده به نام ابراهیم اشاره ای نشده است اما در لوحی مکشوف در بابل نام «آباراما» آمده است و از آن می توان دریافت که در آن عصر ابراهیم (ع)یکی از نامهای رایج بوده است.

معبد اور

  در کتاب " روابط پنجهزار ساله سومریان و ترکمنها" آمده است هرچند پیرامون زادگاه و منشأ تمدن آنان در بین محققین نظرات گوناگونی موجود میباشد، اما اکثریت قریب به اتفاق سومرشناسان و باستانشناسان در نکات زیر اتفاق نظر دارند: 1- سومریان ایجادگران نخستین خط در دنیا میباشند، 2- سومریان ساکنین بومی بین النهرین نبوده بلکه از یک سرزمین متمدن دیگری در شرق دریای خزر و به احتمال قوی ترکمنستان به آنجا کوچیده اند، 3- مشخصات زبان آنان یک زبان التصاقی همانند زبان ترکی بوده است. 

در بخش اول کتاب پیرامون تغییرات اکولوژیک دشت توران از قدیمی ترین ازمنه تا پایان آخرین دوره یخبندان و نیز پیدایش و شکلگیری نخستین تمدنهای جامعه بشری دراین بخش از کره زمین به اجمال سخن می رود. نقطه اوج این تمدنها " تمدن أنو" در ترکمنستان بوده است که در منابع خارجی بصورت " آناو" و یا " آنو" نیز نوشته می شود. این تمدن  مربوط به 4-6 هزار سال پیش از میلاد و حتی پیشتر می باشد.  نخستین اطلاعات پیرامون این تمدن از سوی یک هیئت باستانشناسی آمریکایی به سرپرستی " رافائل پومپللی" انتشار یافته است. پومپللی درسال 1905 در کار علمی خود تحت عنوان "Exploration in Turkestan" می نویسد ، بسیار پیش از پیدایش تمدنهای سومر و مصر، ساکنین سرزمین ترکمنستان باستانی تمدن بسیار پیشرفته ای آفریده اند که 2000 سال تداوم داشته است. پیدایش نخستین شهرکها، سیستم آبیاری پیشرفته و نخستین کشت گندم، صنعت سفال سازی و اشیاء زینتی، قالی بافی ... متعلق به این دوره میباشد که وی آنرا بنام منطقه ای که این تمدن کشف گردیده است یعنی خرابه های تاریخی" أنو" در چند کیلومتری شرق آشغاباد پایتخت امروزی و باستانی ترکمنستان،  " تمدن آنو" نامیده است که امروز نیز از سوی باستانشناسان و مورخین به همین نام شناخته می شود. به نظر باستانشناس مشهور روسیه و ترکمنستان پروفسور " ماسون" نخستین علائم نوشتاری نیز در این دوره و دراین منطقه به چشم می خورد. کلمه " آنو" در زبان سومری به معنی خدای آسمان بوده و نام بزرگترین پرستشگاه "اوروک" شهر مشهور سومریان نیز بنام خدای آسمان " آنو" میباشد. درزبان سومری نامهای متعددی از این کلمه مشتق شده، از جمله " این-آننا" (الهه زیبایی سومریان)، " کولی-آننا" (به معنی دوستدار خدا و لقب رب النوع نعمت و فراوانی)، " آننا-تو" (لقب یکی از زن-خدایان سومری) و غیره. در زبان ترکمنی نیز از بقایای این کلمه باستانی علاوه بر نام جغرافیایی " أنو" به واژه هایی چون " آننا گونی" ( جمعه در مفهوم روز خدا. همانگونه که میدانیم در کلیه ادیان روز هفتم روز خدا و مقدس شمرده می شود.)، " آننا قولی" (در مفهوم بنده و دوستدار خدا)، " آننابردی" (درمفهوم خداداد) و نیز نامهای دیگر زنانه و مردانه چون آنناگول، آننا تواق، آننالی و غیره موجود میباشد.

در بخش دوم، پیرامون رابطه بین تمدنهای ترکمنستان باستانی و بین النهرین و نیز نیاکان ترکمنها با سومریان، و اینکه تمدن سومر وعیلام به احتمال قوی ادامه و انکشاف خودویژه تمدن أنو در بین النهرین میباشد، سخن می رود.

در بخشهای فرعی پس از مراجعه به نظرات مورخین، مقایسه ای نیز بین اسامی قدیمی جغرافیایی ترکمنستان و یبن النهرین دوران سومری می شود. برای نمونه نام تقویم قدیمی 12 حیوانی ترکمنی " موچه" میباشد. درزبان ترکمنی به 12 سال یک موچه و 24 سال دو موچه گفته می شود. این کلمه مرکب از یک ریشه " مو"(mü) و یک پسوند " چه" تشکیل شده است. پسوند تصغیری " چه" در زبان ترکمنی امروزی بسیار معمول است، مانند قالی> قالیچه، باغ>باغچه، شهر>شهرچه و غیره که معادل فارسی آن " ک" میباشد، مانند شهر>شهرک، پسر> پسرک و غیره. اما برای کلمه " مو=mü" در فرهنگ لغتهای  ترکمنی امروزی معنی مستقل و مشخصی نداریم. این کلمه در زبان سومری به معنی " سال" میباشد. در این بخش سپس باورهای دینی و مضامین داستانهای سومری با نمونه های مشابه در میان افسانه های ترکمنی و میتولوژی ترک زبانان مقایسه و روی همسانیهای معنی دار آنان تأکید میگردد. همچنین همسانیهای پر مفهومی نیز در مقایسه بین آثار و اشیاء باستانی ترکمنستان و بین النهرین دوران سومری چون پرستشگاهها، پیکر خدایان، ظروف سفالی و تصاویر روی آنها و غیره دیده می شود.

در حدود 2000 سال قبل از ميلاد شهرهاي سومري و به ويژه اور رو به زوال نهادند و اين امر موجب پيدايش پادشاهي هاي كوچك مستقل در اين منطقه شد. يكي از اين سلطنت ها در پيرامون شهر بابل ايجاد گرديد كه داراي يك سرنوشت منحصر به فرد شد. شهر بابل در منطقه كلده يا بابيلونيا  ايجاد شده بود و خيلي زود به یک تمدن قدرتمند تبدیل شد.

نام بابل که شهر اصلی این تمدن بود به معنی دروازهٔ خدا (باب-ایل-لون) است، هر چند در تورات از آن به زشتی یاد شده و بر آن نفرین رفته‌است.  .

/*]]-->
+ نوشته شده توسط رضا صدیقی در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 و ساعت 11:46 |

  سوبارها 1

مردم بین النهرین جنوبی در متن های میخی «مردم سومر» نامیده می شد.مردمانش هم «کنگیر» و «سانگ نگیگا» (سیاه سرها) نامیده می شدند. همان کنگرها از سواحل خلیج فارس در طول دو رودخانه ی دجله و فرات (بین النهرین) زندگی می کردند. براساس منابع معتبر برجای مانده از خود سومریان، كنگر نامی بود كه سومریان خود را به آن نام می نامیدند.

سومر در اصل نامی است كه بابیروم ها به كنگرها می گفتند. سومرها در بین النهرین دارای طوایف و قبایل مختلف بودند كه یكی از آنها طوایف سوبار و یا سوبیر بود. قدیمیترین اطلاعات در مورد سوبارها به هزاره های چهارم و سوم قبل از میلاد مربوط می شود. آنها در این دوره در بین دو رود فرات و دجله زندگی می كردند. در آن دوره در منابع  بابیروم ها رودخانه فرات، پوراتتو نامیده می شد و دجله هم، ایتیقلا (به معنی سریع جریان یابنده ).به قسمتی از بین النهرین از بغداد به طرف جنوب كنگیر (كنگر) و به شمال آن هم سوبارتو (سوبار) گفته می شد. كلاً در اواسط هزاره سوم قبل از میلاد، با بیروم ها  شمال بین النهرین را ولایت سوبر و بعضاً سوبرت (ت پسوند می باشد) می نامیدند. در هزاره اول قبل از میلاد هم در بین النهرین دولت كوچك سوبر موجود بود. در آنموقع سوبر بعنوان مترادف آشور بكار می رفت. لذا مردمی كه فرهنگ و تمدن درخشانی را برای جهان ارزانی داشته و ما امروزه آنها را بنام سومر می شناسیم به خودشان نه سومر بلكه كنگر می گفتند.

این مسئله هم ناشی از آن بود كه طوایف مزبور كه بعدها از صحراهای عربستان بطرف شمال و شمالغرب حركت كرده و به بین النهرین می آمدند، در سر راه خود "اولین بار با سوبارها (سوبرها) برخورد نمودند و كنگرهای پشت سر آنها را هم بعنوان سومر [كه در واقع معرب سوبر می باشد[ شناختند." سو بار (مردمی که در کنار آب و یا رودخانه زندگی می کنند).

د. ردر دانشمند روسی می نویسد:" در مورد زبان سومری می توان گفت که این زبان جزو زبانهای التصاقی و یا پیوندی می باشد و به جهت ساختاری می توان آن را با زبان ترکی مقایسه کرد."(  Д.Г.Редер. Мифы и легенды древнего двуречя. – Изд. Наука, Москва, 1965, стр. )

برخی کلمات در سومری

سومری/ پارسی Aš یک Mìn دو Eš سه Lím چهار Ía/í پنج (aš, 'یک' + ía, 'پنج') Íaš شش (min, 'دو'+ ía/í, 'پنج') Imin هفت ussu هشت (limmu, 'چهار' + ía/í, 'پنج') Ilimmu نه þà, þù, a, u اغلب u نوشته می‏شود ده pab, pap, pa پدر ٬ برادر ٬  مرد یا رئیس rìg اسلحه me-na-àm چه وقتی؟ me-šè کجا àm چه؟کدام؟کی؟ nu٬na نه ٬ خیر(علامت منفی) ku, kua ماهی ú غذا a آب mu سال ta-àm این چیست؟(جمله سوالی) ge دختر géme زن kuš پسر nita مرد        

  ادامه دارد

/*]]-->
+ نوشته شده توسط رضا صدیقی در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 و ساعت 11:52 |